نوشته‌ها

تاثیر محیط روی شخصیت افراد

تاثیر محیط روی شخصیت افراد


اهداف آموزشی این مطلب

در این مطلب درباره‌ی نحوه‌ی تاثیر محیط روی شخصیت افراد بحث شده است.

به رابطه‌ی دوطرفه‌ی محیط و تفسیر ما از محیط پرداخته شده است.

همچنین به این موضوع پرداخته شده که محیط اطراف‌مان چه نگرش‌ها و باورهایی را به ما تحمیل کرده است.

این مطلب برای کسانی که به دنبال فهم بهتری از محیط و درک تاثیر آن بر شخصیت افراد هستند؛ مفید است.


تا چد از نحوه‌ی تاثیرگذاری محیط بر روی شخصیت‌تان آگاه هستید

برای مثال فردی که در محیطی زندگی می‌کند که همه معتاد هستند به احتمال بسیار زیاد به اعتیاد مبتلا خواهد شد.

یا شخصی که در خانواده‌ایی تحصیل کرده یا ورزشگار به دنیا می‌آید به احتمال زیاد تحصیل کرده یا ورزشکار خواهد شد.

اما گاهی اوقات می‌بینیم که دو فردی که در شرایط تقریباً یکسانی زندگی کرده‌اند به دو شخصیت کاملاً متفاوتی تبدیل شده‌اند.

دلیل چیست؟

درواقع این تفسیر ما از محیط است که به ما هویت می‌دهد.

و ما شیوه تفسیر کردن را در طول زمان یاد گرفته‌ایم و در خود پرورش داده‌ایم.

فرض کنید که مبل داخل خانه، شما را به یاد این می‌اندازد که پس از بازی‌های طولانی شب تا صبح روی آن بخوابید و ممکن است برای شخص دیگری یادآور تماشای تلوزیون و برای دیگری یادآور مطالعه باشد.

محیط را طوری طراحی کرده‌ایم که تفسیر‌های متفاوتی در ذهن ما شکل گرفته است. حتی طراحی‌ها‌ی خیلی ساده ممکن است تفسیر ما را از محیط تغییر دهد.

برای مثال اگر میز تلفن کنار مبل باشد ناخودآگاه به این فکر می‌افتیم که این مبل برای گفتگوهای تلفنی است. و اگر چندین کتاب کنار مبل باشد تفسیر ما به شخصی که در حال مطالعه است تغییر می‌کند. و بدین گونه باعث تقویت (عادت) مطالعه در ما خواهد شد.

اگر محیط اطراف خود را تا جای ممکن مطابق چشم‌انداز آینده‌ی خود طراحی کنید؛ ابزاری برای رشد و ترقی شما خواهد بود. نحوه‌ی طراحی محیط به شما کمک می‌کند تفسیر کارآمدتری از محیط دریافت کنید. و در بلند مدت این تفسیر و تعبیر به نتایج شگفت انگیزی ختم خواهد شد.

در اینجا ما بیشتر بر محیط فیزکی تمرکز کردیم اما اطرافیان و روابط افراد نیز شامل محیط می‌شود.

فرض کنید همسایه یا دوست‌تان به شما بگوید که شما شخص تنبلی هستید. این‌‌که او بگوید شما شخص تنبلی هستید خیلی مهم نیست.

تفسیر و واکنش شما به رفتار ایشان مهم است

ممکن است با خود بگویید راست می‌گوید من چقدر تنبل هستم و کلاً می‌دانم آدم تنبلی هستم و سعی کرده‌ام با این قضیه کنار بیایم و اگر دوستانم این حرف را به من زدند؛ من مثل شخصی که قبول دارد واقعاً این‌طور هست؛ با قضیه کنار می‌آیم.

یا ممکن است بسیار ناراحت شوید و با خود بگویید من اصلاً تنبل نیستم؛ شما یک نشانه که مشخص کند من تنبلم بیاورید؛ معلومه جوابی ندارید چرا مردم مزخرف می‌گویند.

ممکن است با خود بگویید شاید در بعضی مواقع من تنبلی کرده‌ام من که آدم بی نقصی نیستم ولی در کل اینطور نیست و این برچسب را قبول ندارم و بعضی از مواردی که مدنظر ایشان بوده را قبول دارم و سعی می‌کنم خودم را بهبود بخشم.

ممکن است با خود بگویید که حرف و سخن او را نادیده می‌گیرم من این‌قدر کارهای بزرگ‌تری دارم که اصلاً وقت ندارم ذهنم را روی حرف‌های ایشان متمرکز کنم اصلاً مهم نیست و نادیده می‌گیرم و از کنارش می‌گذرم.

همانطور که دیدید چقدر تفسیر‌های متفاوتی از یک موضوع می‌توان کرد. اگر بخواهیم ادامه دهیم باز می‌توان تفسیرهای متنوع‌تری ارائه کرد.

درحقیقت این تفسیرها و برداشت های شما نسبت به محیط اطراف‌تان هستند که به شما هویت داده‌اند. چه محیط فیزیکی و چه روابط و تعامل شما با اطرافیان‌تان

شیوه‌ی منحصر به فرد تعامل با محیط اطراف‌تان را بیاموزید

از بازسازی وسایل خانه شروع کنید تا نگرش خود نسبت به دیگران و نحوه‌ی تعامل با آن‌ها این موارد شما را به شخص کاملاً متفاوتی تبدیل خواهد کرد.

آیا تفسیر و باور کسی که با حرف دیگران خرد و شکسته می‌شود و خیلی تحت تاثیر قرار می‌گیرد با شخصی که هنرمندانه آن‌ها را نادیده می‌گیرد؛ یکسان هست؟

کدام موارد را به سادگی می‌توانید تغییر دهید که جنبه‌ایی بهتر از شخصیت شما را نمایان کند.

فرض کنید در محیطی زندگی می‌کنید که این برداشت(شاید به درست)در شما ایجاد شده که آدم منحصر به فرد یا آدم خاصی هستید. متفاوتید و می‌توانید در آینده کارهای بزرگی انجام دهید. زندگی انسان‌ها را نجات دهید و دنیا را تغییر دهید و یا برعکس دیدگاه و تفسیری به شما القا شده باشد که آدم معمولی هستید و همین که بتوانید کاری پیدا کنید و زندگی مستقلی تشکیل دهید برنده شده‌اید.

ما در مقام داوری نیستیم که تعیین کنیم کدام مورد فوق بهتر است.

منظور ما این است که تفسیر و تعبیر ما تا چه حد تعیین‌کننده‌ی مسیر زندگی ما در آینده است.

چه باورها، ارزش ها و نگرش‌هایی که از محیط به ما القا یا تحمیل شده است

محیط مثل ظرفی‌ست که خمیر مایه‌ی وجود ما را شکل داده است.

اما با آگاهی از این موارد قادر خواهید بود بر زندگی خود مسلط شوید و محیط زندگی‌تان را مجدداً طراحی یا در صورت لزوم عوض کنید.

تفسیر خود از محیط را سروسامان دهید باورهای خود را مورد بازبینی قرار دهید و از مواردی که روی شما تاثیر می‌گذارند آگاه باشید تا بتوانید مسیر منحصر به فرد خود را به سمت شخصی که قرار است باشید؛ خلق نمایید.

حال به سوالات زیر بیاندیشید.

تاثیر محیط روی شخصیت افراد ؛ آیا با این عبارت موافقید یا فکر می‌کنید اراده، همه چیز است و محیط تاثیر چندانی ندارد؟

محیط اطراف شما چگونه طراحی شده و تا به امروز چه تاثیری روی زندگی شما گذاشته است؟

تفسیر شما از رفتار دیگران چگونه است؟

تاثیر محیط روی شخصیت شما چگونه است؟

عادت های ساده و مقدس

عادت های ساده و مقدس


اهداف آموزشی این مطلب

در ابتدا منظورمان از عادت های ساده و مقدس را توضیح خواهیم داد.

به نقش محیط در ایجاد عادات خواهیم پرداخت.

و به این موضوع می‌پردازیم که آیا ساده‌سازی و تقدس عادت‌‌ها با هم تناقض دارند یا خیر.

این مطلب برای دوستانی که به دنبال بهینه‌سازی عادت های خود هستند مفید است.


منظور از عادت‌های ساده چیست؟ منظور این است که به راحتی بتوان آن را انجام داد.

منظور از عادت های مقدس چیست؟ یعنی آن را جدی، مهم و با ارزش بدانیم.

چطور عادت های ساده و مقدس ایجاد کنیم

برای این‌که بتوانیم عادت های ساده و مقدس را در خود پرورش دهیم راه‌های مختلف و متعددی وجود دارد. اما می‌توان گفت بهترین و موثرترین راه، ایجاد سرنخ و یا محرک‌های محیطی است. سرنخ‌ها و محرک‌های محیطی را افزایش دهید تا بتوانید راحت‌تر عادت های خود را به یاد بیاورید. بهتر است سرنخ‌های متعددی جهت انجام دادن عادت‌های خوب در ذهن شما تداعی شود. هرچه این سرنخ‌ها و محرک‌ها بیشتر باشند محتمل‌تر است تبدیل به عادت شوند.

بهترین راه برای یادآوری عادت ها استفاده از محرک‌های محیطی است.

در حقیقت تفسیر شما از محیط اطراف‌تان باعث شکل‌گیری عادت های شما خواهد شد.

هر چیزی در محیط اطراف‌تان شما را به یک سرنخ پیوند خواهد داد و درنتیجه پس از ارتباط با آن ناخودآگاه به سمت عادت های خوب یا بد سوق داده می‌شوید. محیط اطراف خود را طوری طراحی کنید که بیشتر در معرض آن‌ها قرار بگیرید.

در اینجا چند جمله از کتاب خرده عادت ها اثر جیمز کلیر را جهت تاکید بیشتر می خوانیم.

محیط دست نامرئی است که رفتار انسان را شکل می‌دهد. متداول‌ترین شکل نوع تغییر، از نوع درونی نیست، بلکه بیرونی است: دنیای اطراف، ما را تغییر می‌دهد هر عادت به زمینه و شرایط آن وابسته است. طبق تخمین متخصصان، نیمی از ذخایر مغزی در اختیار حس بینایی است پس جای تعجب نیست اگر سرنخ‌های بصری بزرگ‌ترین کاتالیزور(شتاب دهنده) رفتارهای ما باشند.

پس از اینکه به نقش عادت ها و سرنخ‌های محیطی پی‌بردیم.

به سراغ مقدس کردن عادت ها می‌رویم.

چگونه عادت های خود را مقدس بدانیم

برای مثال اگر اهل مطالعه هستید یا اگر اهل موسیقی هستید؛ این کار را مثل یک مراسم مذهبی مهم و مقدس بدانید. مانند هر مراسمی نیاز به یک سری مقدمات هرچند جزئی دارید.

در نتیجه این مقدمات شما را تحریک خواهد کرد که کار اصلی را انجام دهید.

گاهی اوقات انتظار انجام یک کار، لذت بخش‌تر از رسیدن به هدف نهایی است. شما با اندکی انتظار توانسته‌اید شور و شوق انجام آن را در خود پرورش دهید و علاوه بر این‌که آن را مهم و جدی گرفته‌اید اشتیاق بیشتری نسبت به انجام دادن آن دارید.

فرض کنید قصد دارید نقاشی کشیدن را شروع کنید. و چند بار ایده‌ی آن به ذهنتان رسیده اما آن را به به تعویق انداخته‌اید. چند قلم طراحی و ابزارهای لازم را آماده کنید. با همین اقدام ساده بعید است به کار طراحی مشغول نشوید.

نکته‌ی قابل ذکر این است که برنامه‌ی خود را جدی تصور کنید تا مهم و با ارزش جلوه کند.

آیا ساده‌ سازی عادت ‌ها و تقدس آن‌ها با هم تناقض دارند؟

منظور از ساده‌سازی در اینجا این است که آن را به چند بخش تقسیم کنیم تا راحت‌تر بتوان آن را انجام داد.

سعی کنید ناسازگاری‌هایی که در این مسیر وجود دارند را رفع کنید.

مثلاً قصد دارید مطالعه کنید اما موبایل خود را کنار دست خود گذاشته‌اید و اینترنت آن نیز فعال است اگر گوشی به صدا درآید یا پیغامی دریافت کنید ناخودآگاه به سمت آن خواهید رفت در این‌جا گوشی ناسازگاری ایجاد کرده است.

یا برای مثال تصمیم گرفته‌اید به کوه‌نوردی بروید اگر شب قبل از رفتن وسایل خود را آماده کنید و در داخل کیف خود بگذارید شلوار و کفش شما در جای مشخص باشد. و تا دیر‌وقت در رختخواب با گوشی بازی نکنید شما در عین حالی که برنامه خود را جدی گرفته‌اید ساده‌سازی را نیز انجام داده‌اید چون‌که همه‌ی برنامه‌ها و کارهای خود را به صبح موکول نکرده‌اید و به بخش‌های مختلف تقسیم کرده‌اید. همانطور که می‌بینید ساده‌سازی و تقدس کارها علاوه بر اینکه تناقضی ندارند موجب تقویت یکدیگر نیز می‌‌شوند.

قادر خواهید بود بقیه‌ی مراحل را نیز ساده‌سازی کنید و از کوه‌نوردی لذت ببرید.

با ساده‌سازی احتمال بیشتری وجود دارد که تا مدت‌های طولانی درگیر کارهای مفید باشید.

شما با ایجاد سرنخ‌ها و محرک‌های محیطی، با تقدس و جدی گرفتن کارهای خود و سپس ساده‌سازی آن‌ها هر روز می‌توانید کارهای متفاوت‌تری انجام دهید و در بلند‌مدت مسیر زندگی خود را به گونه‌ایی دیگر معماری کنید.

حال سوال ما از شما این است

آیا تا به حال به تقدس و یا به اهمیت و ارزش کار خود فکر‌ کرده‌اید؟

نتایج جدی و با ارزش پنداشتن آن(برنامه‌های خود) چه بوده است؟

آیا ساده‌سازی کارها باعث شده است که خیلی آسان‌تر به اهداف‌تان برسید؟